همه جور دردسر

چه کسی مرا خوشبخت‏ می کند؟
چه کسی مرا خوشبخت‏ می کند؟
موضوعی که به طور وسیع در زمینه انتخاب همسر نادیده گرفته شده است مربوط به نقش و تاثیر باورهای شخصی در فرایند انتخاب همسر می‏باشد. از بررسی سوابق موجود در زمینه نقش باورها در انتخاب همسر، لارسن، 9 باور غیرمنطقی که افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بیان کرده است. اگر در انتخاب همسر این اهداف را دنبال می کنید. سعی کنید در مورد باو ر ها و نگرش های خود تجدید نظر نامیید

1- به دنبال نیمه‏ گمشده:

شخصی که دارای این عقیده است گمان می‏کند که تنها یک نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این عقیده است که ما در دنیا همزاد و یا نیمه دومی داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل می‏رسد. این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که به این طریق افراد پذیرای ناهماهنگی ها نخواهند بود و به قضایا به صورتی کمال گرایانه می نگرند. و فکر می کنند که همسرشان باید از تمام زوایا شبیه باشد.

2- همسر کامل:

اعتقاد به این تفکر که «تا زمانی که فرد کامل برای زندگی پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم.» کسی که این اعتقاد را داشته باشد شاید برای تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود چرا که هیچ فردی کامل نیست و شاید برای پیدا کردن چنین فردی باید زمانی طولانی صرف شود.
ما در دنیا همزاد و یا نیمه دومی داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل می‏رسد. این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که به این طریق افراد پذیرای ناهماهنگی ها نخواهند بود

3- تکامل خود:

کسی که اینگونه فکر می‏کند و می‏گوید: «تا زمانی که نتوانم به خودم به عنوان یک همسر اعتماد کنم، نباید ازدواج کنم.» این اعتقاد نیز محدود کننده و غیرمنطقی است از آن جهت که هیچ‏کس کامل نیست و احساس کامل بودن به عنوان یک همسر را نخواهد داشت.

4- ارتباط کامل:

صاحب این عقیده این چنین می‏اندیشد: «ما باید قبل از ازدواج ثابت کنیم که ارتباط موثری خواهیم داشت.» توجه به فاکتورهای پیش‏بینی کننده پیش از ازدواج بسیار عاقلانه است. مانند ارتباط خوب و مهارت‏های حل مشکل و تشابه و همانندی ارزش‏ها و عقاید جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارت‏ها و قابلیت‏ها را داشته باشد عاقلانه است، با این وجود، از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمی‏توان تضمین کرد، برای کم کردن محدودیت این تفکر می‏توان این‏گونه اندیشید که هیچ‏ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نمی‏باشد.

5- تلاش بیشتر:

این اعتقاد با این تفکر شکل می‏گیرد که من با هر کسی که برای ازدواج انتخاب می‏کنم خوشبخت خواهم شد به شرط آنکه به قدر کافی تلاش کنم. تلاش زوجین برای حل مشکلات و موثر ساختن یک ازدواج، دو فرد بالغ و متفکر را می‏طلبد. از آنجا که هر کسی آنقدر متمایل به حل مشکلات نخواهد بود، بنابراین کمی دقت در انتخاب همسر در ابتدا ضروری به نظر می‏رسد. تا با انتخابی مطلوب تر بتوانیم از وقوع بسیاری از مشکلات پیشگیری نماییم.
ازدواج

6- عشق کافی است:

فرد دارای این عقیده شاید چنین بگوید: «عاشق کسی شدن برای من دلیل کافی برای ازدواج است.» در واقع اشخاص کمی هستند که ازدواج را بدون عشق تصور کنند. اگر عشق به عنوان تنها معیار در نظر گرفته شود، سایر توانایی‏های اساسی فردی و بین فردی از نظر دور خواهد ماند.عشق لازم است اما کافی نیست آنهم نه عشقی که در ابتدای کار بر اساس احساسات و ظواهر امر صورت می گیرد بلکه علاقه ای که پس از شناخت و احساس هماهنگی ایجاد می شود.

7- فرد مکمل و تضاد:

در این نگرش شخص این‏گونه می‏اندیشد: «من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیتی او متضاد با خصوصیات من باشد.» اگر چه تفکر رایج مبنی بر آنکه افراد با خصوصیات کاملاً متفاوت می‏توانند کامل کننده ضعف‏ها و قوت‏های یکدیگر باشند، اما فاکتورهای پیش‏بینی کننده موفقیت در ازدواج نشان می‏دهند که قوی‏ترین عامل خوشبختی، همانندی در ارزش‏ها، نگرش‏ها و خصوصیات شخصی است.

8- انتخاب باید آسان باشد:

این عقیده که انتخاب یک همسر باید ساده باشد و این انتخاب حامل یک شانس و یا اتفاق است. بنابراین فرد شاید تصور کند که برای انتخاب همسر به جای عمل کردن باید در انتظار یک اتفاق بماندتا حدی اشتباه است. چنین فردی در انتظار شانسی برای دیدار و عشق در اولین نگاه است!و معتقد است ازدواج هندوانه سر بسته است و هیچ کس از نتیجه آن مطلع نیست. در صورتی که برای داشتن یک ازدواج موثر و موفق باید تلاش کرد و شناخت لازم را در مسیری معتدل و روشن به دست آورد.