همه جور دردسر

پ نه پ ( بخون و دو ذره بخند)
نویسنده : محمد حسینی - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۸/٢٧

  خنده  خنده  خنده  خنده  خنده  خنده  خنده  خنده  خنده  خنده

1.یارو اومده می‌بینه همکارم توی اتاق نیست. باز می‌پرسه خانم فلانی نیست؟

گفتم:پ نه پ،هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط‌کش بزن در بیاد.

2.بچه به دنیا اومده.مامان بزرگم برگشته می گه حالا می خواین براش اسم بذارین؟

گفتم:پ نه پ،می خوایم همین جوری ولش کنیم، اسمش بشه نیوفولدر.

3.داشتم تو پارکینگ نایلونای روی صندلی ماشینو می کندم، همسایمون اومده می گه ماشین نو خریدین؟

گفتم:پ نه پ،لواشکه، دارم نایلونشو می کنم دور هم بخوریم.

4.از حموم اومدم بیرون، حوله تنم کردم مادرم می گه حموم بودی؟

گفتم:پ نه پ،تجویز دکتره روزی دو بار قبل از غذا حوله بپوشم.

5.رفتم گل فروشی، می گم ببخشید، کاکتوس دارید؟ می گه واسه دکور می خواین؟

گفتم:پ نه پ،تو خونمون شتر پرورش می دیم، می خوام یه وقت احساس غربت نکنن

...


6.می گه لباساتو انداختی تو وان بشوری؟

گفتم:پ نه پ، می‌خوام سوراخاش پیدا شه پنچریشونو بگیرم.

7.ساعت 10 شب رسیدم خونه، بابام می گه الان اومدی خونه؟

گفتم:پ نه پ، دو ساعت پیش اومدم، الان تکرارش داره پخش می شه.

8.رفتم داروخونه به یارو می گم شامپو ویتامینه می‌خوام! طرف می گه شامپو واسه موهات دیگه؟

گفتم:پ نه پ، شامپو ویتامینه واسه فرش می خوام که گل هاش سریع رشد کنن.

9.پلیس ماشینو خوابونده، رفتم کاراشو کردم، بعد رفتم پارکینگ تحویلش بگیرم. مسئولش می پرسه: اومدی ماشینو ببری؟

گفتم:پ نه پ،اومدم ملاقاتش! براش 2 نخ سیگار آوردم تنهایی بهش بد نگذره.

10.ته صف نونوایی وایسادم. یارو میاد می گه شما هم تو صفی؟

گفتم:پ نه پ، نقش زنبیلو بازی می کنم، منتظرم صاحبم بیاد.

11.ایستادم جلو خودپرداز پول بگیرم طرف می گه: منتظرید پول بگیرید؟

گفتم:پ نه پ، دوستم رفته جلوی اون یکی خودپرداز منتظرم کانکت بشه کانتر بازی کنیم!

12.رفتم داروخونه دفترچه بیمه رو دادم دست مسئولش، می گه دفترچه بیمته؟

گفتم:پ نه پ، دفتر مشق اول ابتداییمه، دادم ببینی توش چند تا صد آفرین داره.

13.تو آزمایشگاه پشت در دستشویی تو صف ایستاده ام، خانومه اومده می گه: شما هم می خواین آزمایش بدین؟

گفتم:پ نه پ، اومدم مریضا رو سرپا بگیرم.

14.رفتم داروخونه، می گم باند دارین؟ می گه باند پانسمان؟

گفتم:پ نه پ، باند فرودگاه! می خوام فرود بیام.

15رفتم سر خاک. دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته می گه فاتحه است دیگه نه؟

گفتم:پ نه پ، خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم.


comment نظرات ()