همه جور دردسر

.0.
نویسنده : محمد حسینی - ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٠

(له لاین به رایئ گورمان کاک آرام)

 

 

 

 

 

آزارم میدهی ؛

به عمد ...یا غیرعمد خدا میداند...

...

 


اما من آنقدر خسته ام ,

آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم ...

حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است ...

اشک میریزم...

سکوت میکنم و تو ...

همچنان ادامه میدهی...

نفرینت هم نمی کنم ...

خیالت راحــتـــــ . . .

شکســـــته ها نفرین هم بکــنند ،

گیرا نیســـت …!

نـــفرین ،

ته ِ دل می خـواهد

دلِ شکســـته هـم که دیگر

ســــر و ته ندارد....


comment نظرات ()