از دفتر شعرم

 

صورتک ها رژه می روند

کف پیاده رو

جان می بازد

عشق

روزنامه

 دل درد می گیرد

و فال گیر

آینده را به حراج می گذارد

یکرنگی

در ازدحام سیاهی شب گم می شود

کاش

هیچ زنی زلیخا نشود

و

همه مردها یوسف باشند

/ 1 نظر / 9 بازدید
بهرام

سلام وبلاگ زیبایی داری از خواندن شعرت لذت بردم