جان ماکسول : صفت های بایسته یک رهبر

 

‏همان‌طور که در روزنامه‌ها می‌بینید، مردم به شدت احساس ‏می‌کنند که ما دکترها امروزه مسحور علم شده‌ایم؛ که توجه ما به جای بیمار به بیماری و جنبه‌های علمی آن جلب شده است. من از شما می‌خواهم که در حرفه‌ی خود، بیشتر به خودِ بیمار توجه کنید ... ما پزشکان وقتی که با انسان‌های فقیر و بیمار سروکار پیدا می‌کنیم، انسانی را می‌بینیم که نقابی بر چهره ندارد و ضعیف و آسیب‌پذیر است و در این‌جاست که باید قلبی رئوف و مهربان داشته باشیم مبادا که همنوعان خود را خوار و حقیر بشماریم.

اوسلر غالباً وقت خود را در بیمارستان‌ها می‌گذرانید، اما به سبب دامنه‌ی وسیع بیماریهای همه‌گیر، بسیاری از بیماران را در خانه‌شان درمان می‌کرد. مادر دخترکی کوچولو روایت می‌کرد که اوسلر چگونه روزی دو بار به دیدن فرزندش می‌آمد، با مهربانی با او حرف می‌زد و با او بازی می‌کرد تا سرش را گرم کند و درباره‌ی نشانه‌های بیماری او اطلاعات جمع کند.  ‏روزی که اوسلر می‌دانست که به پایان زندگی دخترک چیزی نمانده است، با گل سرخ زیبایی که در کاغذی پیچیده بود و آخرین گل سرخ تابستانی باغچه‌اش بود، وارد شد. گل سرخ را به دختر کوچولو هدیه کرد و توضیح داد که حتی گل سرخ به مدتی طولانی در یک جا نمی‌ماند و باید به خانه‌ای جدید برود. کودک از شنیدن این کلمات و آن هدیه آرامش پیدا کرد و چند روز بعد درگذشت.

/ 0 نظر / 4 بازدید