مشکلات زنان شاغل

مشکلات زنان شاغل

بسیاری از زنان شاغل بدون هیچ گله و شکایتی همه وظایف خود را انجام می دهند و برای رسیدن به تعادل میان مسئولیت های اجتماعی و خانه داری همه گونه سختی ها و ناملایمات را تحمل می کنند اما آیا به راستی انجام امور خانه تنها و تنها بر عهده زنان است و مردان هیچ مشارکتی نباید داشته باشند
پدیده اشتغال زنان، با وجود آن که در طول چند دهه  اخیر در جامعه ما گسترش چشمگیری داشته است، هنوز سرمنشا بسیاری از بحث ها، درگیری ها و اختلافات خانوادگی است. این پدیده که به عنوان یکی از مظاهر شهرنشینی مدرن هنوز جایگاه واقعی خود را در جامعه ما به دست نیاورده، بنیان بسیاری از خانواده ها را سست کرده و به عامل آشکار یا پنهان بسیاری از آفت های زندگی خانوادگی تبدیل شده است. آنچنان که هنوز هم شاهد جدایی هایی هستیم که به این بهانه رخ می دهند یا هر روز با زنانی مواجه می شویم که از کار و علایق اجتماعی خود به خاطر ممانعت از فروپاشی بنیان خانواده صرفنظر می کنند.
خانمی که مدیر یک مزون لباس است، برای از دست ندادن شغلش و کسب رضایت همسرش بیش از ۱۵ سال است که خواب و استراحت را تقریباً از برنامه زندگی خود حذف کرده است. او که مادر دو پسر نوجوان است می گوید: «شوهرم از ابتدا با کارکردن من مخالف بود اما من کارم را خیلی دوست داشتم و حاضر نبودم به هیچ قیمتی از آن چشم پوشی کنم اما او نه تنها هیچ حمایتی از من نمی کرد با بهانه گیری و آزار و اذیت سعی داشت مرا وادار کند که کارم را رها کنم و به خانه داری مشغول شوم. مثلاً می گفت عادت دارد برای ناهار دو نوع غذا بخورد و من برای این که به دستش بهانه ای ندهم صبح زود بیدار می شدم و دو نوع غذا می پختم. یا مثلاً می گفت هر روز باید لباس هایم را بشویی و اتو کنی من هم به تدریج عادت کردم که هر روز ساعت سه ونیم صبح بیدار شوم و کارهای خانه را موبه مو انجام دهم تا رضایت شوهرم جلب شود. در نتیجه در کل شبانه روز فقط سه ساعت می خوابم، گاهی اوقات احساس خستگی زیادی می کنم اما آنقدر به کارم علاقه دارم که حاضرم تمام این سختی ها را تحمل کنم. بچه ها خیلی کمکم می کنند خصوصاً از زمانی که بزرگتر شده اند، کارهای شخصی خودشان را انجام می دهند و حتی در آشپزی هم به من کمک می کنند.»
بدون هیچ گله و شکایتی
در واقع بسیاری از زنان شاغل بدون هیچ گله و شکایتی همه وظایف خود را انجام می دهند و برای رسیدن به تعادل میان مسئولیت های اجتماعی و خانه داری همه گونه سختی ها و ناملایمات را تحمل می کنند اما آیا به راستی انجام امور خانه تنها و تنها بر عهده زنان است و مردان هیچ مشارکتی نباید داشته باشند؟ جلیل اسعدی کارشناس جامعه شناسی درباره نقش تاریخی زن و مرد در جامعه و خانواده می گوید: «در گذشته به این دلیل که اکثر مشاغل، مثل کشاورزی، آهنگری، نجاری و... مشاغل یدی بودند که نیاز به قوای جسمانی داشتند خود به خود و بر اساس یک توافق ضمنی تقسیم وظایف انجام گرفت. به این ترتیب که زنان چون از قوای جسمانی کمتری برخوردار بودند در داخل خانه ها محدود شدند و نگهداری از کودکان و انجام امور منزل به آنها واگذار شد، مردان هم عهده دار مسئولیت های عمده و تامین اقتصاد زندگی شدند. در نتیجه بدون هیچ گونه اعتراضی محدوده وظایف زن و مرد مشخص شد و قرن ها به همین منوال گذشت تا این که پیشرفت علم و گسترش تکنولوژی در قرن اخیر، تغییرات بنیادینی در ساختار اجتماعات بشری و به تبع آن مشاغل ایجاد شد. ماشین در بسیاری از مشاغل سخت و یدی جایگزین انسان شد و انسان هم با استفاده از مهارت ها و تخصص های آموزش داده شده به مدیریت ماشین ها مشغول شد. در نتیجه اکثر مشاغل فنی، تخصصی یا اداری و دفتری نیاز به قوای جسمانی و فیزیولوژیک برایشان بی معنا شد. در چنین شرایطی افرادی برای آن مشاغل مناسب بودند که از تخصص و دانش کافی بهره مند باشند و جنسیت آنها به طور اخص اهمیت خود را از دست داد.
همزمان با این پدیده گسترش دانشگاه ها و رشته های تحصیلی متنوع و تمایل دختران به تحصیل آنها را به کسب مهارت ها و تخصص ها رهنمون کرد که با اتمام تحصیلاتشان به بازار کار روی آورند و پست های تخصصی را از آن خود کنند. از سوی دیگر مشکلات اقتصادی را که همیشه در اکثر پدیده های جامعه ما موثر است، نباید فراموش کرد. تعداد زیادی از بانوان به خاطر گذران زندگی به شغل بیرون از منزل روی آوردند. در چنین شرایطی مرزهای تقسیم بندی میان وظایف زن و مرد، دچار نوسان و جابه جایی شد. بانوان به امکانات و نیازهای جامعه واقف شدند و از طرفی دانستند که عدم توانایی آنها در انجام برخی کارهای یدی دلیل بر عدم توانایی آنها در سایر مشاغل جامعه صنعتی نیست. چنین کشفی زنان را بیشتر از پیش وارد عرصه اجتماعی و برای پذیرش مسئولیت های جدید آماده کرد. این تغییر نقش ها باعث بروز مشکلاتی در بنیان برخی خانواده ها شد. در حقیقت پذیرش این تغییرات برای خانواده ها کمی مشکل است و برای فرهنگ سازی کردن باید به آموزش های هدفمند از طریق وسایل ارتباط جمعی متوسل شد. باید این واقعیت را بیان کرد که جامعه در حال حاضر به نیروی  اشتغال زنان نیازمند است، آن دسته وظایفی که در طول تاریخ مختص زنان تعریف شده کاملاً قراردادی است و امکان تغییر تدریجی آنها و ایجاد قراردادهای جدید وجود دارد. در واقع با پیشرفت روزافزون علم و تکنولوژی نمی توان زنان را که بیش از نیمی از جمعیت جامعه ما را تشکیل می دهند، در چاردیواری خانه محصور کرد و امکان فعالیت اجتماعی را از آنها گرفت. خانواده ها باید با در نظرگرفتن این نکات تقسیم بندی های وظایف را از نو میان خودشان انجام دهند و در این تعریف نقش ها، به تفاهم و تعامل صحیح برسند.»
 

تفاهم و تعامل
خانم حبیبی، کارمند بانک، برای رسیدن به این تفاهم و تعامل با همسرش، بسیار تلاش کرده است. او می گوید: «شوهر من هم مثل خیلی از مردها به آسایش و آرایش علاقه دارد، او هم دوست دارد وقتی شب به خانه می آید همه چیز آماده و مرتب باشد. اما من و او معمولاً همزمان به خانه می رسیم و باید کارها را به کمک یکدیگر انجام دهیم. او با من همکاری می کند چون می داند که این کار سخت را فقط به خاطر تامین رفاه خانواده قبول کرده ام تا با واردکردن بودجه ای در زندگی، آینده بچه هامان را بهتر بسازیم،»
او در ادامه می گوید: «البته زندگی زنان شاغل سخت تر از زنان خانه دار است، ما با خستگی یک روز کار فشرده به خانه می آییم و تازه آن وقت باید غذا درست کنیم و به کارهای خانه برسیم. نگهداری بچه ها هم یکی از مشکلاتی است که تا وقتی بچه ها کوچک هستند بیشتر احساس می شود. من مدت ها برای مراقبت از بچه ها دچار مشکل بودم آنها را در یک مهدکودک نزدیک بانک می گذاشتم و ساعتی یک بار برای شیردادنشان می رفتم. الان بچه ها بزرگتر شده اند اما هنوز هم گاهی اوقات مشکل ایجاد می شود.»
نگهداری از کودکان یکی از مشکلات عمده زنان شاغل است. خانم رفیعی کارشناس روان شناسی و مشاور خانواده در این رابطه می گوید: «اگر برنامه ریزی صحیحی برای نگهداری کودکان تا قبل از شش سالگی انجام شود بسیاری از مشکلات حل می شود. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که شاغل بودن یا خانه دار بودن مادر می تواند در ارتباط او و بچه ها تاثیر مستقیمی داشته باشد. در واقع کیفیت ارتباط مهم است نه کمیت آن. فرزندان اگر چه در کودکی و نوجوانی به حضور فیزیکی و جسمانی والدین خصوصاً مادر نیاز بیشتری دارند، در دوران جوانی به تحصیلات و به موقعیت اجتماعی پدر و مادرشان بیشتر اهمیت می دهند. یک مادر تحصیلکرده و دارای تجربیات اجتماعی که همزمان با فرزندانش از رشد اجتماعی برخوردار بوده بسیار بیشتر مورد اعتماد فرزندان جوانش است تا مادری که همیشه در خانه مشغول خانه داری بوده و کمتر با جامعه تماس داشته است.
البته همیشه استثناهایی وجود دارد اما اگر قضیه را به طور کلی مورد بررسی قرار دهیم، متوجه می شویم که مادرانی که دارای تخصص های اجتماعی هستند بیشتر مورد مشورت قرار می گیرند و در برخورد با مسایل فرزندانشان درایت بیشتری از خود بروز می دهند.»

متارکه
فرشته. ع، مهندس الکترونیک، بیش از دو سال است که با همسرش متارکه کرده او دلیل اصلی جدایی شان را مخالفت شوهرش با اشتغال او ذکر می کند و می گوید: «همسرم برخورد غیرمنطقی با شغل من داشت. او با این که قبل از ازدواج موافقت خود را با کارکردن من اعلام کرده بود و خودش هم یک مهندس مکانیک بود، بعد از ازدواج کم کم مخالفتش را بروز داد، در واقع او از یک زن انتظارات سنتی گذشته را داشت و نمی توانست بپذیرد که همسرش شب همزمان با او وارد خانه شود و غذایش سر اجاق نباشد. من خیلی تلاش کردم که به برنامه ریزی مناسبی برسم اما او به هیچ نرمشی تن نمی داد. کار به جایی رسید که من از تمام وظایف خانه داری انصراف دادم و به او گفتم که در هیچ قانونی نوشته نشده آشپزی و جاروکردن و ظرف شستن وظیفه زن است. در چنین شرایطی عملاً مجبور به انتخاب شدم یا باید شوهرم و زندگی خانوادگی را انتخاب می کردم و با این مدرک و تخصص در خانه می نشستم، یا باید کارم را انتخاب می کردم و از شوهرم جدا می شدم. وقتی کار به این جا کشید او سعی کرد کمی از مواضعش عقب نشینی کند، می گفت یک کار نیمه  وقت پیدا کن که ظهر در خانه باشی اما مگر کار با این شرایط پیدا می شود؟
هر شرکت و کارخانه ای که به من پیشنهاد کار می داد به طور تمام وقت نیاز به تخصص من داشت و من نمی توانستم چنین شرایطی را به کسی تحمیل کنم. از آن جا که شوهرم زیربار این وضعیت نمی رفت مجبور شدم راه دوم را انتخاب کنم و از مردی که آنقدر غیرمنطقی و خودخواه بود، جدا شوم.»
او می گوید:  «تعدادی از دوستان من هم به سرنوشت های مشابهی دچار شدند اما همه آنها به شرایط تن دادند و زندگی خانوادگی شان را انتخاب کردند اما این باعث نشد که احساس رضایت داشته باشند. یکی از دوستانم که لیسانس مترجمی زبان آلمانی داشت و نفر بیستم کنکور سراسری بود، به خاطر ازدواج و بچه دار شدن مجبورشد به کلی از شغلش دور شود و پس از مدتی حتی زبان آلمانی را فراموش کرد. می خواهم بگویم که چه فایده ای دارد با بهترین نتیجه ها در کنکور قبول شویم و با بهترین معدل ها مدرک دانشگاهی مان را بگیریم و بعد به خاطر تشکیل خانواده و توقعات شوهر، از همه چیز چشم پوشی کنیم و تبدیل به یک زن خانه دار شویم. ظرف شویی و غذا پختن برای زندگی لازم است اما نیاز به مدرک دانشگاهی ندارد و نباید همه هدف زندگی  آدم شود. یک زن، قبل از این که زن باشد یک انسان است که در زمینه های مختلف توانایی دارد. با خانه نشین شدن هر زن، جامعه از یک نیروی کار بالقوه محروم می شود. چه بسا بسیاری از زنان خانه دار جامعه ما از استعدادهای شگرفی در هنر، رشته های فنی و علوم انسانی برخوردار باشند که این استعدادها به علت پرداخته نشدن به آنها به فعل نرسیده اند و همراه با صاحبانشان برای همیشه دفن می شوند.»

مسئله اشتغال زنان
خانم رفیعی، روان شناس و مشاور خانواده در بررسی مشکلات نشات گرفته از اشتغال زنان می گوید: «مسئله اشتغال زنان به خودی خود مشکل زا نیست، آنچه که ما اصطکاک و برخورد در خانواده های بانوان شاغل می نامیم، خود معلول عوامل مختلفی است که با کمی تدبیر و روشن بینی قابل حل است. برخی از این عوامل عبارتند از: عدم درک صحیح از جانب همسر و شریک زندگی، عدم وجود برنامه ریزی صحیح، فشار کاری که اقتصاد جامعه بر خانواده ها تحمیل می کنند.»
او در تشریح این عوامل می گوید: «حقیقت این است که یک زن شاغل، عملاً مسئولیت و فشار کاری دو نفر را تحمل می کند و از این لحاظ نسبت به مردان شاغل هم مسئولیت سنگین تری دارد. تفاوت کار در این جاست که از مردان کسی انتظار انجام امور منزل را ندارد اما یک زن در هر پست مدیریتی و تخصصی هم که باشد، وظایف منزل برعهده اوست. این تقسیم بندی وظایف درست یا نادرست، باعث افزایش فشار و استرس روانی در زنان شاغل می شود، آن هم زنان صبوری که عمدتاً در جهت کمک به اقتصاد خانواده به کار اجتماعی می پردازند و به جای این که مورد قدردانی شوهرانشان واقع شوند در بسیاری از موارد مورد سرزنش های مکرر قرار می  گیرند. سرزنش بابت عدم حضور مداوم درخانه، نپرداختن کامل به وظایف خانه و... یکی از دوستان من که متخصص بیماری های زنان است، هر از گاهی برخی از بیمارانش را به من ارجاع می دهد تا از طریق روانکاوی به حل مشکلاتشان کمک کنم. اکثر آنها بانوان شاغلی هستند که بر اثر فشار مسئولیت اجتماعی و امور منزل دچار دردها و عارضه های جسمانی شده اند که منشا آن عصبی است. برخی از این عوارض به طرز عجیبی بر علایم بیماری های زنان شباهت دارند. بسیاری از این بانوان، از عدم درک کامل از جانب همسرانشان رنج می برند، مردانی که با توقعات بیجا و بدون در نظرگرفتن شرایط همسرشان او را تحت فشار روانی قرار می دهند، در نتیجه زن برای این که هم مسئولیت اجتماعی اش را خوب انجام دهد و هم در امور منزل رضایت همسرش را جلب کند، نیروی مضاعفی را به کار می گیرد که همراه با استرس دایمی سبب بروز ناراحتی های عصبی می شود.»
او اضافه می کند: «گاهی هم عدم برنامه ریزی صحیح موجب بروز مشکلات در بنیان خانواده می شود. زنان شاغل باید با همکاری شوهرانشان به یک برنامه ریزی دقیق دست پیدا کنند به طوری که برای تفریح و استراحت خانواده هم زمان مناسبی در نظر گرفته شود. البته باز هم تاکید می کنم بدون همکاری آقایان چنین برنامه ریزی امکان پذیر نیست. از سوی دیگر یک تفکر نادرستی وجود دارد که سیستم جسمانی و روحی زن با کار خارج از خانه هماهنگی ندارد. اما این غلط است، آنچه که زنان شاغل را خسته و درمانده می کند، کار بیرون از منزل نیست، کار اجتماعی به اضافه کار منزل و جوابگویی به انتظارات خانواده است که آنها را دچار ناراحتی های عصبی می کند. در واقع سیستم اقتصادی بیمار  جامعه است که زن و مرد را وادار به کار سخت می کند و این واقعیت بسیار تلخی است که در شرایط امروزی جامعه ما، تقریباً همه کودکان از جانب حضور عاطفی پدر بیشتر دچار محرومیت هستند تا حضور عاطفی مادر، حتی مادران شاغل. یعنی اگر آقایان ذره بین خود را از روی خانم ها بردارند و سردی روابط خانوادگی را تنها به کارکردن همسرشان نسبت ندهند، متوجه می شوند که قسمت عمده ای از این سست شدن بنیان خانواده به دلیل دوری خود آنها از فرزندان و همسرشان است. البته نمی توان کسی را مقصر این امر دانست چون همه ما اتفاق نظر داریم که شرایط اقتصادی سخت مسبب این مسئله است. ولی من باز هم روی برنامه ریزی صحیح تاکید می کنم که در واقع می تواند تاثیری شگفت انگیز داشته باشد، من خانمی را می شناختم که کارهای روز بعدش را مو به مو روی کاغذی می نوشت و کنار تختخوابش می گذاشت، او می گفت صبح ها به محض چشم  بازکردن، کاغذ را برمی دارم و مثلاً می بینم که اول باید زیر کتری آب را روشن کنم و بعد دست و رویم را بشویم و آن وقت بچه ها را بیدار کنم. این خانم اگر چه زندگی فشرده ای داشت ولی به همه کارهایش می رسید و هرگز احساس کمبود وقت نمی کرد. در نتیجه برنامه ریزی صحیح و دقیق می تواند گره گشای بسیاری از مشکلات خانم های شاغل باشد.»
برگرفته از سایت همشهری


/ 0 نظر / 6 بازدید